» حدیث نفس

خبر درگذشت برخی آدمها را که می شنوی حالت دگرگون می شود و این ربطی به دوری و نزدیکی تو با او ندارد. گویا نام او همزاد برخی خاطرات و رنجهاست. امروز خبر درگذشت یکی از اهالی روستای زادگاهم را شنیدم که پدرش از اعاظم ده بود و نامی بزرگ در اذهان مردمان ساخته بود. پسر ریزنقش اما سرنوشتی دیگر داشت و به موقعیت پدر دست نیافت؛ او محجوب و سختکوش، سر در کار خویش داشت و گرچه در حاشیه برخی مناسبات قدرت و منزلت باقی ماند اما جوهره بزرگی خویش را در بازار مکاره نباخت. من فی البداهه آنچه از او در ...


فعلا اینو داشته باشید تا بعد دلایلشو مفصل بنویسم. اما اگر قرار باشد تنها با یک ملاک دوستان خود را انتخاب کنم، افرادی را بر می گزینم که رشته شان تاریخ نیست ولی تاریخ می خوانند. حالا از کجا به این رسیده ام؟ از تجربه تاریخی و زندگی زیسته شما هم این معیار را بیازمایید.


در دوران دانشجویی ، شهرت یکی از کارمندهای دانشکده این بود که توان رساندن عشاق به یکدیگر را دارد و هر پسری که هوایی می شد به کرات این توصیه را از رفقا می شنید که به فلان خانم مراجعه کند و راز دل با او بگوید تا او مقدمات آشنایی و وصال را فراهم کند. روزی در میان دوستان پرسیدم چه کسی یک نمونه موفق از این خانم سراغ دارد؟ پاسخی نداشتند. این پرسش در جمع های دیگر نیز تکرار شد و پاسخ یکی بود: تقریباً هیچ *** شهرت بسیاری از آدمها و سازمانها نیز چنین است به چیزی مفتخرند که واقعیت ندارد. اگر چه در ...


برنامه ام برای سال 1398 1- پدر خوبی برای فرزندانم باشم. 2- حداقل در هر هفته، گزارشی از کارهایم بنویسم. 3- ورزش را از سر بگیرم. 4- پل مطامع دیگران نشوم. 5- به سن و سال اهمیت بیشتری بدهم. 6- تا می توانم کتاب بخوانم. 7- وبگردی و ولگردی مجازی را کم کنم. 8- کسب و کار ترجمه و پژوهش را توسعه دهم. 9- در مورد چند رابطه معلق، تصمیم بگیرم. 10- لگد زدنی را سریع بزنم. 11- از آدمهای بی خاصیت دوری کنم. 12- هر ماه یک کتاب کلاسیک بخوانم. 13- نوشتن متن بلند چند صد صفحه ای ام را شروع کنم. 14- سرعت تصمیم گیری ام را بیشتر کنم. مذبذب نباشم. 15- توهم ...


فیلم کتاب سبز را می بینیم که بهترین فیلم اسکار امسال شد. راننده فیلم که مردی سفیدپوست و شکست خورده در کار و به قول خودش خالی بند است به دکتر شرلی از نصایح مادرش می گوید: " هر کاری انجام می دی کامل انجامش بده" به دخترم می گویم "ببین جملات مادرش مثل منه" بی درنگ می گوید "همینه پسرش شده این"


امروز با یک جوان متولد سال ۱۳۷۶ مصاحبه کاری داشتم. یعنی همان سالی که خودم وارد دانشگاه شدم. یاد اون دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشه ای افتادم که گفت: "دوره ات گذشته مربی"


قصد داشتم که چند مطلب طولانی در مورد سال 97 و نقد ایام خود بنویسم که پس از انتظار سالی که در گذشت در ترازوی اول و بازخوردهایی که در یافت کردم و نیز شلوغی آخر سال ، رشته تسیبح سخن از هم گسیخت و از نوشتن آن مطالب منصرف شدم. و تنها یک متن حاوی چند نکته کوتاه خواهم نوشت.  1- امسال هیچ دوست جدیدی پیدا نکردم 2- کسب و کار مبتنی بر تولید دانش و ترجمه کارهای پژوهشی- تجاری را شروع کردم. 3- به خیلی از پیشنهادات کاری جواب رد دادم؛ پیشنهاداتی که سالهای پیش برایم بسیار جذاب بودند. 4- پیش بینی های ...


ناگهان می‌بینی صفحه اینستاگرام خواهرزاده‌ها و هم سن و سالهایشان، سیاه‌پوش مرگ دوست‌شان شده است. داستان را که می‌شنوی یاد شعر حافظ می‌افتی که گفت: گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت عکس ها با عبارات غمبار و خاطرات حزن آلود درهم آمیخته اند و این غم تا‌ مدتها هم نسلانش را گرفتار خواهد ساخت که بسیار با هم بوده اند و خاطراتشان را مستند ساخته اند به مدد تصویرها. یک داغ دل بس است برای قبیله ای


اخ الازوجه آرایشگرم پس از پایان اصلاحات اساسی می گوید. خداوند باید به آرایشگرا یک آوانسی بدهد و ببردشان بهشت، از بس که چهره آدمها را تغییر می دهند. *** وقت خوش شد


به دخترم که نوشتن را دوست دارد می گویم بعدها که بزرگ شدی یک چیزی بنویس و عنوانشو بذار " پدرم و آدم سه نقطه" می گوید بابا و نمی خواد که *** دوستی برایم نوشت: بهرام که گور میگرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت *** دوستی نوشت سلام آقا این و رو یا بنویس واو یا داخل کوتیشن بزار دو ساعت فکر کردیم


کودکی را تصور کنید که پازل های مختلفی را پیش رو دارد و تکه هایی از هر کدام را چیده است و کار چیدن هر کدام از پازلها به کندی پیش می رود. ناگهان تکه های چند پازل به سرعت کنار هم قرار می گیرند و چند پازل تکمیل می شود. امسال من حس چنین کودکی را داشتم که بخشی از پازل هایی که مدتها نیمه تمام مانده بود برایم تکمیل شد. اینکه می گویم تکمیل شد چون من خیلی نقشی نداشتم و پس از تکمیل شدن پازل ها فهمیدم چقدر کم توجه و کم هوش بوده ام که این همه ...


"سن فقط یک عدد نیست" در بیشتر اوقات شماره های سن افراد چون درجه تکامل عمل می کنند. بارها و بارها افرادی را دیده ام که حین تلاش برای جا افتاده نشان دادن، به محض آشکار شدن کلاف سرگرم کننده، چون گربه ای عمل می کنند که شمع بر سر ایستادن را فراموش می کند این کتابهای اعتماد به نفس و موفقیت هم هیزم این آتش اند و از آب تواضع و ادب خبری نیست.