» بایگانی تیر ۱۳۹۷

شاید سه سالی را در خارج کشور بوده‌ام، اما آن سال‌ها را جزو عمرم به حساب نمی‌آورم. راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است. همه‌ی ریشه‌های من که جز به ضرب تبر نمی‌توانم از آن جدا بشوم، و خود نگفته پیدا است که پس از قطع ریشه به بار و بر چه امیدی باقی خواهد ماند. شکفتن در این باغچه میسر است و ققنوس تنها در این اجاق جوجه می‌آورد. وطن من این‌جا است. به جهان نگاه می‌کنم اما فقط از روی این تخت پوست. دیگران خود بهتر می‌دانند که چرا جلای وطن کرده‌اند. من این‌جایی هستم. چراغم در این ...


زمانی که مغولان به ایران یورش آوردند و تمدنی را به اضمحلال کشاندند، در ایران دو نجم الدین زندگی می کردند که از قضا استاد و شاگرد بودند و بیرق تصوف برافراشته بودند. داستان این دو در مقاله تلقی قدما از وطن استاد شفیعی کدکنی چنین آمده است "اولی نجم الدین کبری متولد ۵۴۰ هـ. ق در خیوۀ خوارزم که وقتی تاتار به خوارزم حمله‌ور شدند و اصحاب التماس کردند که "چارپایان آماده است، اگر چنانچه حضرت شیخ نیز با اصحاب موافقت کنند» او نپذیرفت و گفت: «من اینجا شهید خواهم شد و مرا اذن نیست که بیرون روم.» جامی‌ پایان زندگانی او ...


این خاک به داغ و زخم و خون، خو کردست. میهن به نهیب خصمِ دون، خو کردست گفتند که لاله های باغش پژمرد لیلاست وطن به این جنون خو کردست *** به یاد شهدای مریوان


کتاب استراتژی خوب/ استراتژی بد نوشته ریچارد روملت را از دست ندهید که رویکردی متفاوت به بحث تکراری استراتژی دارد. حداقل فایده خواندنش، تشخیص خزعبلاتی است که به اسم برنامه استراتژیک نوشته شده و مجموعه خوبیها را فهرست کرده اند. کتاب را سالها پیش خواندم. حدت ذهن و دقت نظری را افزایش می دهد. در مورد محتوای کتاب، در چند عکس پیوست می توانید اطلاعاتی عمومی کسب کنید طرح جلد کتاب خلاقه است دو ردیف طناب تصویر شده روی جلد به گونه ای چاپ شده است که همانند خط بریل، لمس می شوند.      


رابعه بنت کعب، شاعره فارسی زبان قرن چهارم، زندگی پرماجرا و مرگ غم باری داشت. اخیراً دیده اید که برخی عشاق ناکام، آرزو می کنند که "یارشون بره زیر تریلی"؛ رابعه اما آرزویی دیگر دارد و می گوید: " دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد/ بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن/ تا بدانی درد عشق و داغ مهر و غم خوری/ تا به هجر اندر بپیچی و بدانی قدر من" این احتمال را نیز باید درنظر داشت که مخاطب شعر، برادرش باشد که مخالف عشق رابعه بود و عاقبت نیز شاعر، جان بر سر این عشق نهاد.


برخی از مدیران که خود ناگهان با آسانسور از طبقه جوانی به رده مدیریتی ارشد رسیده اند؛ اینک خط کش تجربه در دست می گیرند و ملت را ارشاد می کنند و مسیر پله های ترقی نشان می دهند. مستی تصدی منصب در عنفوان جوانی، توهم مرشدیت به آنان داده است


تولستوی رمان آنا کارنینا را با این عبارت شروع می کند: " همه خانواده های خوشبخت به هم شبیه هستند ، اما هر خانواده تیره بختی به شکل خاص خود بدبخت است.


کارخانه های فولاد را در اصفهان احداث می کنیم بعد زاینده رود که کفاف نمی دهد مجبوریم تونل احداث کنیم تا آب زاگرس را بدانجا بکشانیم و بعد هم می گوییم یزد هم که همین حوالی است و ... این داستان در مورد صنایع تبریز هم تکرار می شود و تهران که خود ماجرایی دیگر دارد. به مرور این آب تبدیل می شود به حق صنایعی که صدها کیلومتر با مسیر اصلی رودخانه فاصله دارند و بدین ترتیب برداشت آب کشاورزان مناطق بومی را محکوم می کنیم و همه جا در بوق و کرنا می شود نقد الگوی کشت و میزان صادرات ...


محمد رضا شفیعی کدکنی در مورد استاد خود ادیب مقاله ای دارد که بسیار خواندنی است. در بخشی از آن مقاله می نویسد: "در مملکتى که هیچ کس در کارِ خود جدّى نیست و به‏ گفته فروغِ فرّخ‏زاد مملکتِ «اى بابا ولش کن!» است، یعنى «مرزِ پُرگهر!». تا «قوتِ غالبِ» ما ایرانیان شایعه است و ستونِ فقراتِ فرهنگ ما را «حُجّیتِ ظنّ» تشکیل مى‏دهد روز به‏ روز ازین هم ناتوان‏تر مى‏شویم و گرفتارِ شایعه‏ هاى بزرگتر و خطرناک‏تر. سرانجام باید روزى، جلوِ این گونه «تابو»پرورى‏ها گرفته شود و صبحدم «رئالیته» از شبِ تاریخى و تخیّلىِ ما، طلوع کند. تمامِ رسانه‏ هاى این مملکت در خدمتِ ...


عجب صبری خدا دارد. معینی کرمانشاهی شعری ساده و صمیمی دارد که زبان حال خیلی از ماها بوده زمانی که حس می کردیم یکی باید دخالت کند. شعر این است: عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم. همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهانرا با همه زیبایی و زشتی ، بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم. عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه میکردم . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . که میدیدم یکی ...


برای شناخت ابعاد اندیشه پورتر و حوزه های کاربرد نظریات وی در عرصه رقابت بنگاهی و ملی و نیز پاسخ پورتر به انتقادات وارد شده به نظریه اش، این کتاب را بخوانید. او نابغه است.    


یکی از بهترین تعابیر در مورد ریاکاری را سامرست موام رمان نویس بزرگ انگلیسی به کار برده است آنجا که می گوید: " ریاکاری دشوار ترین و دلهره آورترین شرارتی است که انسان می تواند دنبال کند؛ لازمه آن مراقبتی است دایمی و اضطرابی است غریب. مثل شکمبارگی و زن بارگی نیست که بتوان در اوقات فراغت بدان پرداخت؛ مشغله ای است تمام وقت."