این سالها بحث حفاظت از باغات و جنگل ها، پر رنگ شده و البته دستمایه دعواهای سیاسی نیز بوده است.

من امّا نمی دانم چگونه می توان در جایی که در مناطق اطراف، برج ها رویانده اند، صاحب ملکی را از ساخت و ساز منع کرد؟
ارزش افزوده ایجاد شده، آن قدر زیاد است که با توجیهاتی نظیر حفظ ریه های شهر نمی توان کسی را از تعقیب منافع شخصی بازداشت.

فراتر از آن منع ساخت و ساز در زمین های زراعی مناطق روستایی بخصوص در شمال کشور است.
چرا باید یک خانواده روستایی ملک شخصی اش را به فردی دیگر نفروشد؟ این پاسخ که منابع طبیعی کشور حفظ شود، قانع کننده نیست.

باید بگویم که این امر ناظر بر زمین خواری و استفاده از اراضی عمومی نیست؛ بلکه منظور من زمین های با مالکیت رسمی شخصی می باشد.

نمی دانم با استمساک به حفظ منابع طبیعی و منافع عمومی ، تا کجا می توان منافع شخصی مجاز افراد را محدود کرد؟
پرسشی که من اقتصاد خوانده علاقه مند به حفظ محیط زیست هنوز پاسخی درخور برای آن نیافته ام.